در تعجیل آخرین فرد آل محمد (ص) صلوات بفرست بر محمد و آل محمد (ص)

http://takmorvarid.youhosting.ir/p30mah/softwares/vpn12mah1.ppx

دانلود

Registration Key : H5ZS6-K34GQ-UJUY8-NBWK2-5TMEV


نوشته شده توسط مانی در ساعت  | لینک  | 

همین که اومدی تو این وبلاگ

یعنی قابل رشد هستی

میدونی تعریف کلی بت چیه :

بت هر چیزی است که

به جای خدا اون رو در مدیریت دنیا موثر بدونی

و لحظه ای یا بیشتر

فکر میکنی کاری ازدستش بر میاد

سالها پیش دختری زیبا که اندامش

چشمان مردان ضعیف را مسحور میکرد - گفت :

چون بسیار خوش اندام و زیبا هستم

خوشبختی را به چنگ می آورم

اطرافیان گفتند خوشبختی هدیه ایست از خدا

به کسانی که زشت کار نیستند

دخترک گفت : کافیست با اندام و ابزار و زیبایی ام

مرد دل خواهم را اسیر کنم

دخترک قدرت خدا را در سر نوشتش موثر نمیدانست

بلکه اندام خود را بت کرده و بر جای خدا نهاده بود

و هر روز به بتخانه افکارش میرفت و جلوی آینه

از اندامش ( که خدایش بود ) طلب خوشبختی و سعادت میکرد

مرحله مجازات و تکامل شروع شد :

اندام زیبای دخترک یا همان بت بزرگش

اراذل و اوباشی را به خود جذب کرد بنام . . . . .

که کمی هم خوشتیپ بود و خودش را مهندس جا زده بود

روزگار چشمان دخترک را بست

تا قسمتی از مراحل تنبیه و تکامل او آغاز شود

دخترزیبا چشم بر هم زد و خود را بر سر سفره عقد دید

اندامی که در افکار دخترک خدای توانا بود

حالا برایش مشکلی آفریده بود

داماد یک مرد روانی از آب درآمد

که گاهی دختر را شکنجه بدنی هم میکرد

( به طوری که اثری باقی نمونه )

و قوانین ایران هم حق طلاق را از دختر گرفته بود

کار به جایی رسیده بود که خانواده دختر التماس طلاق میکردند

و . . . . . . . خودت میتونی تصور کنی

دخترک از بت ناتوان خود حاجتی نگرفت جز ندامت

و برای ازدواج دوم با التماس از خدا طلب خوشبختی میکرد

خوشبختی هدیه خدا به انسان هایی است

که زشت کار نیستند - و دلی شکسته پشت سرشان نیست

این دنیا این طورآفریده شده که :

هر بتی رو که در افکارت خلق میکنی و اونو میپرستی

بزودی برات یک هیولای وحشتناک میشه

و وحشیانه به جونت میفته چون خودت آفریدیش

این قانون خداست و حکمتی در اون هست

حکمتش اینه که تو باید نشونه ای داشته باشی

که چرا تنبیه شدی و با استفاده از اون نشونه

به اشکالت پی ببری و اون رو اصلاح کنی

بخاطر همین با همون بتی که ساختی تنبیهت میکنه

یا دختر بی پناهی که

سوار بنز آخرین مدل مردی پولدار شد

از بی پناهی و در شرایط سخت

لحظه ای خدا را از یاد برد و به مرد پولدار گفت :

فقط تویی که میتونی از مشکلات خلاصم کنی

بهتر بود میگفت فقط خداست که میتونه نجاتم بده

چون یگانه فرمانروای موثر در عالم فقط خداست

و مرد بنز سوار خود محتاج خداست

دخترک از وحشت فقر تمام ابزارش رو بکار گرفت

و ندونست که با اشتباه خود چه هیولایی را خلق کرد

همین شد که مرد پولدار سالها جوانی دخترک رو ازش گرفت

و اون رو با همه آرزو هاش مثل یک دستمال دور انداخت

دختر بیچاره آخرش نفهمید که چوب کدام اشتباهش رو خورد

سال ها بود که دختر بی ایمان

هر روز از دالان های افکارش گذر میکرد

به بتخانه درون خود میرسید و بت آن مرد را می پرستید

او هر روز به بت ناتوان میگفت :

تویی که ناجی منی

تنها خدا شایسته این جمله بود نه مرد بنز سوار

بت هر چیزی است که

به جای خدا اون رو در مدیریت دنیا

موثر بدونی و لحظه ای یا بیشتر

فکر میکنی کاری ازش بر میاد

چند نمونه کوتاه از بت سازی انسانها

کارمندی که به رییس گفت

آقا روزی من دست شماست -- لطفا هوای من رو داشته باش

در صورتی که این جملات را تنها باید به خدا میگفت

بعد از مدت کوتاهی که رییس حقوق کارمندا رو نداشت بده

با عذر خواهی اونو اخراج کرد

یعنی از زبان همون بت اخراج شد

تا شاید بفهمه که اشتباهش از کجا بود

زن بیوه ای که شوهرش مرده بود

در افکار خود به تنها پسرش میگفت

تویی که در آینده ناجی منی

جمله ای که مادر گفت تنها شایسته خدا بود

بت مادر در سن ۱۹ سالگی با موتور تصادف کرد و مرد

مادر از همه جا نا امید به خدا روی آورد و گفت :

ناجی من باش

پسر بیکاری که با یک پولدار آشنا شد

و بهش گفت تنها تو میتونی پر و بالم رو بگیری

اون پولدار زندگیش تغییر کرد و خارج رفت

و پسر جوان رو فراموش کرد

پسرک پشیمون شد و گفت

بنده پیر خراباتم که لطفش دائم است

ور نه لطف شیخ و زاهد گاه هست و گاه نیست

تاجر آهنی که ملیاردر شده بود اینبار ازخودش بت ساخت

آنگاه که مغرور شد و گفت :

ثروتم را از زرنگی و توانایی خود کسب کردم

باید می گفت از لطف خدا بوده - در نوسان شدید قیمت بازار

صدها تریلی آهنی که از خارج خریده بود ناگهان ارزان شد

و تاجر ورشکست شد - بتی که تاجر ( از خود ) ساخته بود

مثل یک آفت بلای جونش شد چرا که بت ناتوان

اینبار نتونسته بود آینده بازار رو درست پیش بینی کنه

بقیه اش رو فکر کن خودت میتونی بتهای دیگه رو بشناسی

تعریف کلی بت رو بالا خوندی حالا که تا اینجا اومدی

شایسته خوندن این جمله ای

هر گاه تمام بتها را در بتکده افکارت

شکستی و نابود کردی

و درونت رو شایسته پیوند با خدا کردی

اون موقع میتونی منتظر معجزاتی باشی

که فقط انسانهای بزرگ اون رو تجربه کردن

اگر اون شدی که گفتم

میتونی معجزات پنهان خدا رو با چشمت ببینی

بعضی از شما شاید فهمیده باشند معنی حرفم چی بود

Save کنید بدردتون میخوره

اگر دوست داشتید به دوستانتون هم معرفی کنید

نوشته شده توسط مانی در ساعت  | لینک  | 

قوانین مهم زندگی

برای جوانانی که

پدر و مادر ندارند

یا دارند

ولی با نداشتنش فرقی نمیکنه

Save کنید بدردتون میخوره

قانون اول :

جبر یا اختیار بالاخره کدوم ؟

وقتي داري تو جاده روی كوه به سمت قله حركت ميكني

و فرمان ماشين در دست توست دو انتخاب پيش رو داري :

راه مستقيم كه به قله ميرسي و موفق میشی

يا راه دره كه به قعر سقوط ميكني

در اين لحظه که بر سر دو راهی هستی

و فرمان دست توست کاملا اختیار داری

و اينجاست كه می بینی دنيا اختياره و جبر نيست

ولي اگر ته دره - یه میوه ممنوعه دیدی و خوشت اومد

و به ته دره پيچيدي یعنی راه زشت رو انتخاب کردی

ديگه جبر مياد سراغت ديگه کله ملق خوردنت جبره

و در زمان سقوط اختیار نداری که جلوش رو بگیری

یعنی مجازاتت دیگه اختیار نیست و به اجبار و جبره

پس همیشه بگو دنیا اختیاره

چون در دوراهی های زندگیت اختیار کامل داری

قانون دوم :

بت های درونت رو بشکن

تا زندگیت متحول بشه

بچه ها این مطلب اونقدر مهم و مفیده

که تمام زندگیتون رو متحول میکنه

البته اگه دنبال تحول باشین

بخاطر اهمیت بسیارش اونو تو یک صفحه جداگانه گذاشتم

تا معلوم بشه کی دنبال رشده روی این لینک کلیک کن

قانون سوم :

ببخش تا بخشیده بشی


وقتی کسی رو نفرین میکنی

در حقیقت داری خودت رو نفرین میکنی

انتظار داری اونو بخاطر گناهش مجازات کنند

اما گناهان خودت رو ببخشند و مجازاتت نکنند

ببین تا چه حد خود خواهی

اگه بنده های خدا رو ببخشی بخشیده میشی

و اگه نفرین کنی - همین برخورد با گناهان خودت میشه

ببخش تا سبک و آزاد بشی

قانون چهارم :

رابطه با متاهل

چون متاسفانه در اینتر نت و در تمام جامعه شیوع یافته نوشتم

يادت باشه دنيا جبر نيست اختياره

ولي اگر تصميم شيطاني گرفتي جبر آغاز ميشه

اينكه پات رو تو يك زندگي ديگه بذاري و بخواي

كانون يك خانواده رو متلاشي كني - وحشتناكه

اومدیم تو این دنیا که بر جسم خود فرمانروایی کنیم

نه اینکه جسم بر ما فرمانروایی کنه

قانون پنجم :

جاری کردن صفات خدا در خودت

اگر گربه یا مورچه یا هر حیوان دیگه ای بودی

مشمول این قانون نمیشدی اما چون انسان هستی

خواه نا خواه در مسیر تکامل قرار داری

و در این مسیر باید بکوشی

تا خیلی از صفات خدا رو در خودت جاری کنی

صفاتي مثل پاکی - دانايي – زيبايي - بي نيازي

بخشندگي - مهرباني و هزاران صفات خوب خدا

كه البته ما نميتونيم هرگز مثل خدا باشيم

ولي بايد سعي كنيم در اين راه حركت كنيم

بعد از جاري شدن اين صفات

تو نزد مردم بسيار عزيز تر ميشوي و دوست داشتني تر

هم اينكه نزد خدا كه مهمتر از تمام مردمه

قانون ششم :

هرگز نگو تو هر دو دنیا بدبختیم

چون اگه از همین ثانیه بخوای

میتونی هر دو دنیا رو بدست بیاری

باز آ باز آ هر آنچه هستي باز آ

گر كافرو گبر و بت پرستي باز آ

اين درگه ما در گه نوميدي نيست

صد بار اگر توبه شكستي باز آ

قانون هفتم :

کلمات رکیک ؟ دیگه بزرگ شدی

چون روح خدا در تن توست

پس کرامت داری و با ارزشی

کلمات رکیک

در شان اشرف مخلوقات نیست

خونه قلبت رو جارو بزن و تمیز کن

تا خدا دلش بياد وارد قلب پاک تو بشه

قانون هشتم :

خرافات و فال گیری

بطور مثال دانشمندان ناسا نه اسفند دود میکنن

نه به ۱۳ اعتقاد دارند و نه عطسه را نشانه چیزی میدونند

اما عقب افتاده های جهان سوم فعلا تصمیم ندارند

از خرافات دست بردارند و این عقب ماندگی اسفبار

خبر خوشی برای کشورهای پیشرفته است

اگه به قدرت خدا اعتقاد داری

فقط یه چیز هست که برای تو نحسه

اون هم افکار زشت تو و اعمالته

که برات نحسی میاره

قانون نهم :

به این دنیا تبعید شدیم

تبعيد شديم كه بر جسم خویش فرمانروایی کنیم

و پادشاه سرزمین وجودمون باشیم

نه این که برده جسم باشیم

تبعید شدیم تا در مدت عمر کوتاهمون

درجه و مرتبه مون معلوم بشه

و دوباره برگردیم همونجایی که بودیم

دنیا رو به چشم هتل هفت ستاره نبین

بلکه دنیا رو مثل سالن امتحان کنکور ببین

که سرنوشت ساز و زود گذره

هدفت از خدا پرستی چیه ؟

قانون دهم :

يك اسكناس 200 تومني ميدی به یک فقیر

و انتظار داري هزار تا بلا از سرت دفع بشه

اين كه هنر نيست درحقیقت داری پول بیمه خودتو میدی

بیمه کردن خودت که کار خیر نیست اگه راست ميگي

بدون داشتن انتظار به فقير کمک کن

و آرزو كن كه مشكلاتش حل بشه

يا اينكه با خدا آشتي ميكني

به اين شرط كه پولدارت كنه و اگه پولدار نشدي

باز قهر ميكني - خدا را به خاطر پاك بودنش پرستش كن

حتي اگر گناه كردي و خدا مجازاتت کرد تا آدم بشی

نباید پرستش خدا رو قطع كني

خدا رو به خاطر زيبائيهاش بپرست نه بخاطر منافعت

قانون یازدهم :

فراموش نکن

هر بدي كه به تو ميرسه

از كرده هاي زشت توست

و هر خوبي كه به تو ميرسه

از لطف خداست

قانون دوازدهم :

اشتباهت رو توجیه نکن

همه آدمها قبل از ارتکاب با دلايلي بي منطق

عمل زشت خود رو توجيه ميكنند.

ولي با اين توجيهات مسئوليت از اونها ساقط نميشه

و همچنان مسئول كردار بد خود هستند .

سعي كن قبل از شروع گناه مثل يك قاضي عادل

بر عليه خودت راي بدي يعني بر عليه هوسها

و منافع نا مشروعت البته خیلی سخته

ولی این از صفات آدمهای بزرگه

قانون سیزدهم :

حق همنوعت رو نخور

اگه حق کسی رو خوردي حساب آسمانيت مسدود ميشه

دوستان خدا مديون احد الناسي نميشوند

و از حساب پشتيبان خدا حقوق همه را ميپردازند

يه دزد چون از لطف خدا نا اميده ميره دزدي

ولی اعضای تیم خدا هميشه از لطف خداي خود بهره مندند

و با عزت و احترام :

در بانك آسمان حساب ويژه دارند

یادت نره روی این لینک کلیک کن

در مورد شکستن بت های قلبت

زندگیت دگر گون میشه

Save کنید بدردتون میخوره

اگه خواستید به دوستانتون هم معرفی کنید

نوشته شده توسط مانی در ساعت  | لینک  | 

و اما قسمت دوم از : راز سعادت بشر

در ادامه تحقیقات و مطالعاتم ناگهان

از یک بیت شعر مولوی دگر گون شدم

این جهان کوه است و فعل ما ندا

سوی ما آید ندا ها را صدا

معنی اش این بود که :

همونطور که صدای ما به کوه میخوره ( پژواک )

و به سمت خودمون بر میگرده

این جهان طوری آفریده شده که کار های خود ما

به سمت خودمون بر میگرده

توی تحقیقاتم دیدم آدمهای بدبخت کسانی بودند که :

تو زندگیشون حداقل یک دل رو شکسته بودند

و اغلب بیشتر از یک دل

فهمیدم که قسمت دوم از پاسخ راز خوشبختی

و معمای دیرینه بشر

در بین شبکه ای از افکار و نیت های انسانها مخفی شده

بر میگرده

پاسخ دوم معمای راز خوشبختی بود

در تحقیقاتم زنی رو دیدم که به همه زنها و مردای اطرافش

نسبت نامشروع میداد اصلا مرض حرف در آوردن داشت

چه ناله و نفرین هایی که پشت سرش بود

و چه زندگی هایی رو که از هم پاشیده بود

سالها بعد قسمتی از این اعمال به سمت خودش برگشت

پسرش در 20 سالگی به طرز فجیعی مرد

و بد جوری داغ جوان دید و دخترش دو بار طلاق گرفت

خودش هم بیماری سختی گرفته و . . . . .

اتفاقا خیلی پولدار هم هستند ولی محتاج دعای خیر ماست

در حقیقت چیزی رو که خودش خلق کرده بود

به سوی خودش برگشت

این جهان کوه است و فعل ما ندا

سوی ما آید ندا ها را صدا

----------------------------------

غم را خدا نیافرید انسان آفرید

قرار بود همه انسانها روی زمین خوشبخت باشند

اما انسانها زشتی ها را خلق کردند

و امروز پژواک گذشته خویش را ملاقات میکنند

بدکاری دیروز تو سختی امروزت را آفریده

و تو خالق و آفریننده مصیبتهای زندگیت هستی

یادت باشه تنها دانستن راز های خوشبختی کافی نیست

باید بیشتر فکر کنی ببینی میوه های ممنوعه زندگیت چیه

خوشبختی تو در فرار کردن از اونهاست

منظورم فقط شهوت و دزدی و حسادت و ....... نیست بلکه :

هر چیزی که تو اونو دوست داری

و میدونی خدا دوست نداره

میوه ممنوعه زندگی توست

و اما دل شکستن چیه :

شاید دست درازی به منافع دیگران باشه

شاید کشتن یک حق

شاید چشم داشتن به مقام و موقعیت یا همسر کسی

یا بردن آبروی یک انسان بی گناه

بلکه شاید همه اینها باشه و خیلی چیزای دیگه

فکر کن شاید خودت تونستی تعریف بهتری

از میوه ممنوعه و دل شکستن ارائه کنی

و این که اگر دلی رو شکستی اون چیه که بسوی تو بر می گرده

-------------------------------------------------------------------

نوشته شده توسط مانی در ساعت  | لینک  | 

باورت میشه انسان

داری راز خوشبختی رو میخونی

چیزی که همه آرزوش رو دارن

------------------------------------------------------------

هزاران سال است که جواب قسمت اول از

معمای خوشبختی انسان در افسانه ای قدیمی

نهفته ، پنهان و مخفی است

قسمت دوم پاسخ معمای خوشبختی رو

در این متن کوتاه پس از قسمت اول میخونی

------------------------------------------------------------

آدم به میوه ممنوعه نزدیک شد و در دو مرحله مجازات شد

مجازات اول : از مقامش فرود اومد ( به دنیای پست تر رانده شد )

مجازات دوم : کیفیت زندگیش بشدت پایین اومد

( خوشی های بهشت پایان یافت و سختی های زمین شروع شد )

دقیقا بعد از سال ها تحقیق بین آدمهای مختلف متوجه شدم

همون دو 2 بلایی که با نزدیک شدن به میوه ممنوعه برسر

آدم اومد در دنیای فوق مدرن امروز بر سر فرزندای آدم میاد

دقیقا وقتی زندگی بد بخت ها رو بررسی میکردم - دیدم که

پس از دست زدن به میوه ممنوعه ای - که در اطراف همه هست

اولین مجازات : از مقامشون فرود اومدن

و جایگاهشون رو تو جامعه و خانواده از دست دادند

دومین مجازات : کیفیت زندگیشون بشدت پایین اومده بود

بین این تحقیقات بصورت اتفاقی تونستم جلوی کلانتری

با یک کیف قاپ صحبت کنم که دستگیر شده بود

براش توضیح دادم که میوه ممنوعه زندگی تو همین کیف

و پولهای مردم بوده که تو هم مثل پدرت آدم نتونستی

جلوی خودت رو بگیری به میوه ممنوعه دست زدی و حالا

1- مجازات اول : از یک دنیای آزاد به دنیای تاریک زندان

سقوط میکنی و از مقام اجتماعی ات فرود میای

و جایگاهت رو تو جامعه و خانواده و فامیل از دست میدی

2 - مجازات دوم : معیشت و کیفیت زندگیت بشدت پایین میاد

و درحبس زندان خیلی از خوشی هات ازت گرفته میشه

اولش خندید اما بعد از چند دقیقه با افسوس

حرف من رو تایید کرد و فهمید که

همون دو مجازات قدیمی پدرش آدم داره سرش میاد

و با مامور راهی زندان شد

زندانی که خودش آنرا آفریده بود

سرنوشت های مختلفی دیدم

صاحب موفق شرکتی که با ( میوه ممنوعه اش )

یک زن شوهر دار نزدیکی کرد ( زن یکی از دوستاش )

بعد از مدت بسیار کوتاهی :

مجازات اول : شرکت ورشکست شد از مقام مدیریتش فرود اومد

و جایگاه اجتماعی و خانوادگی اش رو از دست داد

مجازات دوم : معیشت و کیفیت زندگیش به شدت پایین اومد

چون دیگه در آمدی نداشت و کلی بدهی هم داشت

این یک قسمت از راز خوشبختی بود درسته

فرار از میوه های ممنوعه

سالها تحقیق کردم و دیدم وجه مشترک همه آدمهای خوشبخت

همین بود که به سمت میوه های ممنوعه نمیرفتند

درست برعکس آدمهای بدبخت که خوردن میوه ممنوعه رو

زرنگی و افتخار میدونستند

حضرت یوسف از میوه ممنوعه اش که زلیخا بود فرار کرد

و عزیز مصر شد و اگر فرار نمی کرد و به آن نزدیک میشد

همون دو مجازات قدیمی آدم سرش می آمد و پادشاهی که هیچ

بلکه به ذلت و فقر و نداری هم میرسید

نوشته شده توسط مانی در ساعت  | لینک  |